خودشناسی چیست؟

خودشناسی چیست؟

خودشناسی یا (به انگلیسی: Self discovery) به توانایی شناخت درون به منظور توسعه فردی می گویند. به عبارت دیگر 

خود شناسی یعنی آگاهی بر تمامی حالات درونی که از وجود آنها بی خبر هستیم. این آگاهی که نهفته در بخش ناخودآگاه مغز

 می باشد ما را به شناختی از خودمان می رساند که می تواند جهان درون و جهان بیرونمان را دگرگون کند. 

ما در پارسینو به شما کمک خواهیم کرد تا به شناخت بهتری از خودتان برسید، در ادامه با ما همراه باشید.

هدف از خودشناسی

در خودشناسی هدف شناخت بهتر علایق، آرزوها و خواسته ها است و در نهایت ما به یک شناخت کلی از درون مان خواهیم رسید. این شناخت به ما کمک می کند تا در زندگی کاری، زندگی اجتماعی و زندگی شخصی خود موفق تر باشیم و مسیر هموار تری را طی کنیم. همچنین این آگاهی به ما کمک خواهد کرد تا نیمه تاریک وجودمان را بهتر بشناسیم و زمانی که به شناخت کافی از این نیمه برسیم می توانیم برای بهبود آن اقداماتی انجام دهیم.

چگونه خودمان را بشناسیم؟

برای باز کردن دریچه خودشناسی به خود می توانید به انجام یک سری فعالیت هایی بپردازید؛ البته که خودشناسی فرمول خاصی ندارد و همه چیز به میزان انرژی و ارتعاش و شناخت شما از خود بر می گردد. در ادامه با فعالیت هایی که به شما در 

خود شناسی کمک به سزایی می کند آشنا می شوید.



مراحل خودشناسی

برای رسیدن به شناخت کافی از خود، چند فعالیت وجود دارد که ما از بعد روانشناسی خود شناسی به آن خواهیم پرداخت. همانطور که اشاره کردیم پروتکل خاصی برای این کار وجود ندارد ولی این نکات کمک به سزایی به شما در زمینه خودشناسی و توسعه فردی خواهد کرد، با ما همراه باشید.

unnamed 5 2

۱- صلح با خود

وقتی که در جهان درون مان به صلح برسیم، در واقع به آرامش در جهان بیرون مان رسیده ایم. در وهله نخست خودشناسی باید به آرامش از طریق تعادل روحی برسیم، این آرامش درونی به ما در بهبود کیفیت زندگی و داشتن رضایت از خود کمک می کند. 

این طور در نظر بگیرید که انرژی درون ما یک باتری تمام نشدنی می باشد و شما نمی توانید بدون باتری به شناخت کافی از خود برسید. پس به سلامت روان خود اهمیت بدهید و هرگونه حواس پرتی که باتری شما را خالی می کند را حذف کنید.

برای خود یک زمانی را مشخص کنید و به مراقبه بپردازید. انرژی حاصله از مدیتیشن و مراقبه بی نظیر است و کافی است چند بار امتحان کنید تا به قدرت صلح با خود پی ببرید. 

۲- اهداف خود را بنویسید

هدف به یک نتیجه مطلوب گفته می شود که هر کس خواهان رسیدن به آن می باشد. همیشه بزرگ فکر کنید و سقف آرزوهایتان آنقدر بلند باشد که اگر زمانی به آن ها رسیدید بتوانید ابر ها را ببوسید. ولی برای بوسیدن ابر ها اول باید اهدافتان را مشخص کنید.



unnamed 6 2

پیشنهاد می شود یک کاغذ و خودکار بردارید و به جواب دادن سوالاتی که در پایین ذکر شده است بپردازید:

 

  • به چه دلیلی من به دنیا آمده ام و هدفم از زندگی چیست؟
  • چه هدف کوتاه مدت و بلند مدتی در زندگی دارم؟
  • چه چیزی مانع از رسیدن من به اهدافم می شود؟
  • تا الان چقدر نزدیک شده ام؟

 

پس از پاسخ دادن به این سوالات، تبریک می گویم شما ۵۰% از مسیر خودشناسی را طی کرده اید.



۳- سایه ات را بشناس

سایه چیست؟ هر ویژگی شخصیتی ای که سایه می انداز بر روی شخصیت ما، بین آن چیز که هستیم و آن چیز که می خواهیم باشیم.

 بر اساس نظریه کارل یونگ هر صفت خوب و بدی که تا بحال دیده اید در درون شما هم وجود دارد؛ چرا که ما نمی توانیم یک ویژگی شخصیتی را ببینیم و درک کنیم ولی خودمان آن نباشیم. اگر شجاعت داریم به این دلیل است با ترس روبه رو شده ایم، اگر عصبانیت کسی را می فهمیم به این دلیل است که آرامش را درک کرده ایم و اگر از تنهایی می ترسیم به این خاطر است که شلوغی را حس کرده ایم. این موارد فقط بخشی از ویژگی هایی است که ما درک کرده ایم. 

unnamed 7 1

حال با این تعریف ها چه فکری می کنید اگر بگویم شما هم می توانید دقیقا اندازه هیتلر و حتی بیشتر در زندگی تان دیکتاتور باشید؟

بله کاملا درست است هر کسی می تواند تبدیل به هیتلر شود، چرا که در ژنتیک تک تک مان هیتلر هایی وجود دارند که خفته اند؛

حال اهمیت شناخت سایه در خودشناسی به همین موضوع بر می گردد. شما باید به شناخت کافی از سایه های خود برسید. 

این سایه های شما هستند که شخصیت تان را شکل می دهند و برای داشتن شخصیتی جذاب به درون خودتان باید سفر کنید تا در این کاوش به خودشناسی برسید.

خودشناسی با مولانا

همواره از مولانا به عنوان نمادی از خودشناسی در تاریخ یاد می شود. مولانا پس از ملاقات با شمس تبریزی به درجات بالایی از خودشناسی میرسد. شمس این دیدگاه را به مولانا می دهد که او “ذره ای در آفتاب نیست، بلکه آفتاب است در ذره ای”

مولانا به قدری شیفته ذهنیت شمس شد که بعد از آن خود را خاموش نامید و فقط نظاره کرد.

unnamed 8 1

 

روز اول شمس از او پرسید: کیستی تو؟

و مولانا پاسخ داد: من عطار جلال الدین مولانا بلخی هستم؛

روز چهلم شمس پرسید: کیستی تو؟

و مولانا پاسخ داد: من او هستم.

پس از چهل روز صوفی گری مولانا دیوان شمس را می سراید که در یکی از رباعیات آن خودشناسی را اینطور معنی می کند:

 

                                       این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی / هر چیزی که در جستن آنی، آنی

در واقع وجود شمس بود که خود مولانا را به او نشان داد و وجود یک شمس در زندگی تک تک ما می تواند اثربخش باشد، و نکته ای که می خواهم بگویم این است که به دنبال شمس درون تان باشید چرا که کسی قرار نیست بیاید و در خودشناسی کمک تان بکند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *