جشن یلدا دست کم به دوران هخامنشیان و احتمالاً پیش از آن به زمان آریایی های باستان بازمی گردد. در تقویم کهن ایرانی، سال به دو بخش بزرگ «تیروز» (روزهای بلند تابستان) و «چله» یا «چله بزرگ» (روزهای کوتاه زمستان) تقسیم می شد. چله بزرگ از اول دی ماه آغاز می شد و چهل روز طول می کشید و پس از آن چله کوچک (بیست روز) می آمد. شب پیش از شروع چله بزرگ، یعنی شب یلدا، نقطه عطف بود؛ از فردای آن شب، روزها کم کم بلندتر می شدند و نور بر تاریکی چیره می گردید.
این جشن با آیین مهر یا میترائیسم پیوند عمیقی دارد. در آیین مهر، تولد میترا (ایزد نور و پیمان) در شب یلدا جشن گرفته می شد. میترا از دل صخره زاده می شد و نماد خورشید بود؛ بنابراین ایرانیان با برپایی آتش و روشن کردن چراغ و بیداری تا صبح، به خورشید کمک می کردند تا بر تاریکی غلبه کند. این باور بعدها با ورود اسلام همچنان در قالب یک جشن خانوادگی و ملی ادامه یافت و رنگ و بوی اسلامی هم گرفت؛ مثلاً خواندن قرآن و دعا در کنار فال حافظ.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» می نویسد: «شب یَلَدا شبی است که در آن تاریکی به نهایت خود می رسد و از آن پس روز بلند می شود و شب کوتاه. مردم در این شب آتش می افروختند و تا صبح بیدار می ماندند.»
Table of Contents
Toggleآداب و رسوم شب یلدا در ایران
یلدا جشنی کاملاً خانوادگی است. معمولاً همه اعضای خانواده، به ویژه در خانه بزرگ ترها (پدربزرگ و مادربزرگ) جمع می شوند. سفره یلدا یا «میَز یلدا» یکی از زیباترین بخش های این شب است. این سفره شبیه سفره هفت سین است، اما رنگ و بوی زمستانی دارد.

مهم ترین چیزهایی که روی سفره یلدا می گذارند:
- انار و هندوانه: انار نماد برکت و زایش و هندوانه نماد خورشید است. می گویند «هندوانه یلدا خورشید در پوست سرخ است».
- آجیل شب یلدا: مخلوطی از پسته، بادام، فندق، گردو، نخودچی، کشمش، انجیر خشک، برگه زردآلو و توت خشک.
- میوه های فصل: خرمالو، پرتقال، لیموشیرین، سیب، گلابی، انگور و به.
- شیرینی های سنتی: نان شیرینی، باسلوق، قطاب، لوز، رنگینک و راحت الحلقوم.
- شمع و چراغ و اسپند: برای دوری از چشم زخم و روشنایی.
- کتاب حافظ، شاهنامه یا قرآن: برای فال و تفال.
در بسیاری از شهرها رسم است که داماد برای عروس «شب چره» یا هدایای یلدا می فرستد که شامل یک سینی بزرگ پر از انار و هندوانه تزئین شده، آجیل، شیرینی و گاهی لباس و پارچه است.
شعر و ادبیات در شب یلدا
شب یلدا بدون شعر و ادب کامل نمی شود. ایرانیان قرن هاست که در این شب دیوان حافظ را باز می کنند و فال می گیرند. رسم فال حافظ از زمان خود حافظ رواج داشته و هنوز هم پرطرفدارترین بخش یلدا در بسیاری از خانه هاست. علاوه بر حافظ، خواندن شاهنامه فردوسی (به ویژه داستان های رستم و سهراب یا بیژن و منیژه)، غزلیات سعدی، مثنوی مولوی و اشعار عامیانه محلی هم مرسوم است.


شاعران بسیاری هم درباره یلدا سروده اند. از نظامی که در «خسرو و شیرین» به شب چله اشاره می کند تا شاعران معاصر مثل شهریار، سایه، سیمین بهبهانی و محمدعلی بهمنی که غزل های زیبایی در وصف یلدا دارند.
یلدا در مناطق مختلف ایران
هر منطقه از ایران رنگ و بوی خاص خود را به یلدا می دهد:
- شیراز: فال حافظ جایگاه ویژه ای دارد. مردم شیراز معتقدند حافظ در شب یلدا بیشتر «حرف می زند».
- تبریز و آذربایجان: به آن «چله گئجه سی» می گویند. خوردن «هندوانه قؤرتولما» و بازی های سنتی مثل «قاشوق اوْیونی» رایج است.
- کردستان: به آن «شەوی کەلە» می گویند. رسم «کَلاش بەرزی» و خواندن شعرهای کردی مرسوم است.
- مازندران و گیلان: خوردن «آوکونوس» (ازگیل) و «نارنج» و بازی «کَلابندن».
- خراسان: «کوسه نشینی» یا نمایش کوسه و برفی در برخی روستاها هنوز زنده است.
- بوشهر و جنوب: خوردن ماهی و میگو در کنار انار و هندوانه و اجرای موسیقی محلی.


یلدا در جهان امروز
در سال های اخیر، یلدا از یک جشن خانوادگی به یک رویداد ملی و حتی جهانی تبدیل شده است. در ۱۳۹۵ خورشیدی، شب یلدا به طور رسمی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران در یونسکو ثبت شد و در سال ۱۴۰۱ پیشنهاد ثبت جهانی آن هم ارائه گردید. ایرانیان مهاجر در اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا نیز هر سال با شکوه تمام یلدا را برگزار می کنند و این جشن را به مردمان دیگر کشورها معرفی کرده اند.


در شهرهای بزرگ ایران، حالا رستوران ها و کافه ها هم برنامه ویژه یلدا دارند؛ از کنسرت های موسیقی سنتی و نمایش گرفته تا کارگاه های انار و هندوانه دوزی و قصه گویی. حتی شبکه های اجتماعی پر است از عکس های سفره های رنگارنگ یلدا و هشتگ #یلدا.
چرا یلدا هنوز زنده است؟
یلدا فقط یک شب طولانی نیست؛ یلدا نماد امید است. در سردترین و تاریک ترین لحظات سال، ایرانیان به هم یادآوری می کنند که تاریکی هرچقدر هم طولانی باشد، بالاخره تمام می شود و خورشید دوباره برمی گردد. این پیام در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران، بارها به مردم دلگرمی داده است.


در دنیایی که هر روز سریع تر می گذرد و روابط خانوادگی کم رنگ تر می شود، یلدا هنوز بهانه ای است تا همه دور هم بنشینند، موبایل ها را کنار بگذارند، برای هم قصه بگویند، فال بگیرند و تا صبح بخندند. این شاید بزرگ ترین راز جاودانگی یلداست.
وقتی ساعت از دوازده شب می گذرد و کم کم صدای اذان صبح از گلدسته ها بلند می شود، همه با لبخند به هم می گویند: «یلدا مبارک!» و می دانند که از همین امشب، روزها دوباره بلندتر می شوند و نور بر تاریکی پیروز شده است.
شب یلدای شما هم پر از نور و شادی و گرمای خانواده باد.






